تبليغاتX
ناجی میآید!

ناجی میآید!

مادر انتظار ظهوریم شما نیز دراین انتظار باماباشید

او بزودی خواهد آمد خود را آماده کنیم!

او به زودی خواهد آمد خود را آماده کنیم
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 13:18  توسط علی  | 

به مناسبت شهادت اول بانوی عالم

 مداحی به مناسبت شهادت

بزرگ بانوی عالم

 

http://s1.picofile.com/file/7362756983/DAVOUD_MOKHTAR.mp4.html 

ببینید و دانلود کنید

 

التماس دعا


برچسب‌ها: ایام فاطمیه, مداحی به مناسبت ایام فاطمیه, ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 14:15  توسط علی  | 

دختر گل فروش

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و........ خلاصه فریاد میزدم

 

یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمیرسید هی میپرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید....

 

 

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و....

 

 

دخترک ترسید... کمی عقب رفت ! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم ! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم! ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم ، اومد جلو و با ترس گفت : آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونور خیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره.......

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته چی میگه؟!

 

 

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود ، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خرده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد !

 

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم ، فرشته ی کوچولو ، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! حتی بهم آدامس هم نفروخت!

 

 

هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه ! چه قدرتمند بود!!

مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 21:38  توسط علی  | 

در غم سلطان عشق

اگه دلت خیلی گرفته


مدتهاست حال خوشی پیدا نکردی


و دوست داری یه دل سیر برای آقام امام حسین گریه کنی


و باهاش راز و نیاز کنی


بسم الله . . . . . .


http://s1.picofile.com/file/7209701391/ghorbany.mp3.html







+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 14:46  توسط علی  | 

یادی از محرمهای قدیم

هیئت خمینیهای مقیم مرکز 45 سال قبل 

این عکس متعلق به حدود ۴۵ سال قبل است

 

من در آنزمان کودکی ۶ یا ۷ ساله بودم.در حیاط

 

خانه ما

 

هرسال تکیه بسته میشد در آن سالها این


علامت که در عکس میبینید عتیقه محسوب میشد زیرا

 

بسیار قدیمی بود. تنها علامتی بود که از فولاد

 

ساخته شده بود .کمتر تکیه یا هیئتی بود که

 

علامت داشته باشد.این علامت دارای ارزش و

 

احترام زیادی بود ساکنین قدیمیه محله

یوسف آباد

 

ایستگاه پنجم اگر این عکس را ببینند خاطرات

زیادی

 

برایشان زنده میشود علاوه بر خاطرات عظمت و

 

ارزش و احترام عزاداری و حرمت آنرا بیاد

میاورند. 

 

این هیئت با نام هیئت « خمینیهای مقیم

 

مرکز»هرساله منعقد میشد و بانی آن که خدا

 

رحمتش کند شخصی بود به نام حاج صادق

 

کهزادی. 

 

بسیاری از کسانی که در عکس دیده میشوند

اکنون

 

در قید حیات نیستند اما فرزندان آنها راه

پدرانشان

 

را ادامه میدهند .

 

یاد آن محرمها - اعتقادات -احترام به ائمه بخصوص

 

سیدالشهدا و آن عزاداریهای بی ریا و خالصانه

 

بخیر.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 21:30  توسط علی  | 

شرح غم

خدايا شرح غم خواندن چه سخت است   



زداغ لاله پژمردن چه سخت است



نمیداني كه بادست بريده



ز پشت اسب افتادن چه سخت است



اگرتيري درون چشم باشد



نمي داني زمين خوردن چه سخت است



نمي داني كه با چشمان خونين



جمال حضرت فاطمه ديدن چه سخت است



 كنار علقمه بامشك خالي



ببين شرمنده گرديدن چه سخت است.




+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 20:42  توسط علی  | 

hالسلام و علیک یا اباعبدالله

حسین جان

یک کلام

ختم کلام

جانم فدات

ای حسین جان

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 14:49  توسط علی  | 

دانلود نوحه ویژه محرم

http://s2.picofile.com/file/7198858381/ALIMI_Moharame1389_www_MihanDownload_com_7_.mp3.html


http://s1.picofile.com/file/7198859137/javad_Moghadam.mp3.html


http://s2.picofile.com/file/7198860000/zaker3.wma.html


http://s2.picofile.com/file/7198860535/zaker5.wma.html





+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 15:29  توسط علی  | 

محرم آمد

محرم آمد،ماه غم شد


به قلب عاشقان شوری دگر شد


به قلب هر کسی عشق پا گرفته


یقینأ از حسین نشئات گرفته


حسین است سرور و سلطان عشقم


کزو سرچشمهء عالم سرشتند.

د.م

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 21:17  توسط علی  | 

السلام علیک یا اباعبدالله

برای شما مینویسم آنچه در دل دارم

جز شما برای که میتوانم بگویم راز دل

روسیاهم  گنهکارم  خرابم

از تو دورم لیک قلبم

با شنیدن نامت منقلب میشود  نه

تمام وجودم دگرگون میشود

اشک از چشمانم جاری میشود

روسیاهم  گنهکارم  خرابم

ولی

امید دارم که روزی دستم بگیری

یا حسین

نه درآن دنیا که دراین دنیا

که روزی راسر کنم بدون گناه

به عشق تو و آنچه تو به آن عشق میورزی

آقای من مولای من

اگر دستم نگیری چه کنم ؟

چرا دست مرا و امثال مرا نگیری ؟

به خوبا سرمیزنی

مگه بدا دل ندارن

ای خوب خوبا آقاجون

آنکه محتاج دستگیری توست

من و امثال من است

خوبان که خوبند

من چه کنم که

روسیاهم  گنهکارم  خرابم ؟

مگه فقط حسین خوبایی ؟

دستم بگیر که جز تو کسی ندارم

دستم بگیر که جز تو کسی ندارم

چرا که من

گنهکارترینم

روسیاه ترینم

خراب ترینم

در بین گنهکاران

مرغ دلم هواتو کرده

هوای کربلاتو کرده

که من ترانهء غمم

مثل کوهم ولی با شنیدن نامت

مثل شیشه میشکنم

حسین جان

ببین که من عاشقتم

درسته که روسیهم

نوکر نالایقتم

ولی منو ببربه کربلا

شاید بشم لایق نوکریت

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 18:9  توسط علی  |